امروز یه چیزایی فهمیدم حالم از هر چی وب و کامپیوتر بود بهم خورد تصمیم  گرفتم که وبو ببندم ودیگه دورهمه چیز روخط بکشم ولی دیدم دیگرون که اشتباه میکنن دلیل نمیشه درستشو بهشون نگم .اول چند تا سوال :

 مگه هر کسی یه غلطی کرد باید مرادی داشته باشه ؟

مگه کل کسایی که قبلا شعر میگفتن عاشق بودن ؟

مگه هر کسی وب داره عاشقه؟ 

مگه عشق وعاشقی به شعر گفتنه ؟

خیلی متاسفم واسه خودم و تموم کسایی که این جور فکری داشتن و دارن !!!

نمیگم عاشقی بده نه! اون رو هم خدا افریده ولی این ما هستیم که بلد نیستیم روش مصرف اونو ....

 نظر همه واسم مهمه و احترام خودشو داره شاید نظر من اینه چون تا بحال عاشق نشدم و نمیدونم که تو اون وادی چی میگذره و نظر شما....

اما سارا جون نمیدونم الان در چه سنی هستی در مورد سوالت که پرسیدی چیکار کنیم که عشقمون از دستمون خسته نشه ؟؟ خیلی فکر کردم که جوابی بهت بدم تا یه جوری بفهمی همه ی اینها فقط یه بازیه که خیلی طول بکشه چند ساله حتی اگه بهش برسی . والا من تجربه اش رو نداشتم شاید باورش واست سخت باشه! یا بگی تو دیگه کی هستی ؟ ولی ازمن داشته باش هیچ موقع عاشق نشو چون باید غرورت خیلی بیشتر ازاین باشه که اجازه بده دلتو به یه نفر خوش کنی که خودش مخلوقه نه خالق .... ولی سعی کن دل کسی رو بدزدی نه اینکه دلتو بدزدن!!! موفق باشی....

*************************

نمیدونم این روزای جمعه چه جوریه که دل ادما بدجوری می گیره ؟

مخصوصا نزدیکای غروب فکر کنم همگی تجربه اش روداشته باشین .

امروز به دوستام فکرمیکردم به کاراشون ، حرفاشون و خنده هاشون و...

نمیدونم دنیا عوض شده یا ادماش که اگه به کسی یه ذره محبت کنی او اونو به نیت دیگه میبینه .

خیلی واسم کارای بعضی دوستام جالب بودن دوستایی که دم ازوفا ومعرفت می زدن ولی دیدم نه بابا ! هنوز هیچ چیزی نشده کل وفا ومعرفتشونو  نشون دادن !!

همیشه میگفتم ادم باید در انتخاب دوست صداقت رو ملاک قرار بده ولی فهمیدم که نه اگه دوستان یه ذره معرفت داشته باشن همه چیزداخلشه.

فهمیدم که معرفت رو نمیشه با هیچ چیز بدست اورد !

فهمیدم معرفت گنجینه ای است که اگه شخص نداشته باشه انگارهیچ چیز نداره !!

فهمیدم معرفت درافرادمثل منبعی میمونه که دربعضی یه راه خروجی داره یه راه ورودی.که هر مقدارخارج میشه دوبرابرش ازراه دیگه تامین میشه ولی بعضی هم فقط راه خروجی دارن و بس و یه روز تموم میشه بدون اینکه خودشون خبر داشته باشن !!! یا شایدم خودشونو به اون راه میزنه !!

فهمیدم انتخاب دوست از هرکاری سخت تره !!

ای کاش میشد این چیزهارو باور کرد نمیدونم با این همه دلخوری چرا نمیتونم باز هم بدی طرفو ببینم ! نمیخوام تعریف کنم ولی بخدا قسم هر کجا که میبینم یه چیز واسش خیلی بد قراره تموم بشه یه کاری میکنم که نه سیخ بسوزه نه کباب !! و سرهرنمازاولین دعام واسه اوس...

ولی ای کاش او هم کسی بود که حداقل یه جوابی  اون هم در حد یه....بگذریم ...

خیلی سعی کردم بی خیال شم و برای همیشه فراموش کنم کل اون خاطراتو حتی به قلم هم نیارم  ولی این دل لعنتی نمیذاره !!!

خیلی دلم میخواست بتونم این همه حرفو مستقیم به خودش بگم به اونی که فکر میکردم تموم خوبیهای دنیا رو داره ...

بی معرفتی یعنی اینکه بعد از سالها با هم بودن حاضر نشه حتی جواب سلامتو بده !

بی معرفتی یعنی اینکه تموم اون خاطره هایی رو که باهم داشتی یه شبه به دست فراموشی بسپاره !!

بی معرفتی یعنی اینکه سعی کنی در ارتبط باهاش حتی یه دروغ هم بهش نگی ولی کلی دروغ تحویل بگیری !!!

بی معرفتی یعنی اینکه در ارتباط باهاش دوست نداشته باشی حتی کوچیک ترین دلخوری ازت داشته باشه ولی او ...!!!!

بی معرفتی یعنی اینکه وقتی میفهمی یه ناراتحتی کوچولو واسش پیش اومده بمیری ولی حاضر نشه جواب تلفنتو بده بگه چی شده !!!!!

بی معرفتی یعنی اینکه وقتی تماس میگیری حتی حاضر نیست نگاه به گوشیش کنه !!!!!!

بی معرفتی یعنی اینکه خنجر زدن از پشت ...!!!!!!!

بی معرفتی یعنی اینکه  دست انداختن دوستی که حاضره واست هر کاری انجام بده!!!!!!!

بی معرفتی یعنی اینکه ارزش قائل نبودن برای طرف !!!!!!

بی معرفتی یعنی .....

اما بی معرفتی رو من با کارای او این چنین برداشت کردم اگه شما هم نظری در مورد بی معرفتی داشتین در نظرات یاداشت کنید

**********************************

 حالا اینارو به کنار یه خبر جدید:

از امشب شمارش معکوس شروع میشه

میدونم انتظار سخته ولی فقط هشت روز دیگر تا خروج از بیست باقی است....

****************



تاريخ : شنبه 27 تیر1388 | 0:4 | نویسنده : عسل |